آخرین خبرها

شادی کلید موفیت

من در یک برهه از زندگیم دچار مشکل مالی فراوانی شدم و از آنجایی که به علم و دانش رهایی از انها آشنا نبودم به طبع دچار استرس و فشار روانی فراوانی شدم
طوری که نود درصد از مواقع شبی سه تا چهار با از خواب بیدار می شدم یادم میاد که شبها که از استرس از خواب بیدار می شدم تمام وجودم خیس عرق شده بود.

روزها و هفته ها و ماهها گذشت دلشوره و اضطراب و استرس شده بود جزی از وجودم انگار در معده ام چیزی بود که همیشه در حال ول خوردن بوده,به هر حال آن روزها گذشت و بدهی ما روز به روز کمتر و فشار از گرده ما روز به روز کمتر شد تا اینکه یک روز به خودم آمدم که بدهی ام تمام شد.

یک روز تصمیم گرفتم تغییر شغل بدم و دادم و خودم را از آن محیط بیرون کشیدم.اما در کمال ناباوری دیدم این دل شوره و اضطراب با من است.بدونه دلیل انگار احساس مسئولیتمبا احساس دلشوره یکی شده بود.

و آنگاه برنامه هایی رو نگاه می کنند و جاهایی میروند و موسیقی هایی گوش میدهند که تشدید کننده این حالت است.

امروز غم میاد فردا بی پولی فقر پس فردا بی ایمانی و کفر.

باید برخیزیم و در جریان طبیعت و کائنات غرق شویم.شاد سرزنده و پرانرژی زندگی کنیم.آنقدر خود را با انرژی های مثبت پر کنیم تا سرازیر شده و آن را به اطرافیان خودمان هدیه کنیم.

تا دیگران از مشایعت ما لذت ببرند و از اینکه این دایره را روز به روز بزرگتر کنیم به وجد خواهیم آمد.

چند دلیل که ما را دچار این نوع مشکلات میکند عبارتند از؛

الف-احساس مسئولیت بی مورد؛

ما دوست داریم نشان دهیم علی بی غم نیستیم.احساس مسئولیت می کنیم و برای آینده فرزندان و همسرمان و شوهرمان…. احساس مسئولیت مان را با دل شوره و استرس عوض میکنیم.

واقعیت امر این است هر کسی مسئول زندگی خود است.پرنده ها برای اینکه به بچه هایشان پرواز یاد بدهند آنها را از درخت می اندازندتا پرواز یاد بگیرند.آیا انداختن آنها به منزله دشمنی کردن با فرزندان است.

هرگز,بگذاریم فرزندان مان آزاد زندگی کنند.(اما نظاره گر بودن را از یاد نبریم) بگذاریم عزیزان مان احساس

مستقل بودن و حس استقلال داشتن رو حس کنن.

ب-بحران سازی؛

بعضی افراد در بزرگ جلوه دادن کارهای کوچک واقعا استاد هستند و یا استاد شده اند.انقدر خود را در مسائل پیش پا افناده درگیر کردن که به هر طرف نگاه می کنند زنگ خطر را می بینند.و آنگاه از این همه مشکل به خودشان می پیچندو در لاک دغاعی فرو میروند.

دوستان خود را به سوی غم میکشانند و میگویند ای غم عزیزم بیا و سرتاسر وجودم را از خودت پر کن.

پ-منفی گرا نباشیم؛

زندگی کردن با افکار منفی و همه رادر جاده کج دیدنواقعا کار دشواری است.

فرد پول داری رو می بینیم فورا میگوئیم او از راه قاچاق و حرام صاحب مال شد.

بی پولی رو می بینیم می گوئیم از روز تنیلی و…. به اینجا رسیده

یک خانوم را با مقداری آرایش می بینیم سریع غرق در افکار منفی می شویم

واقعا تا کی باید با این قضاوت های نادرست زندگی کنیم مگر نه این اسن که

خدا می بیند و می پوشاند و همسایه نمب بیند و می خروشد

نعذو بالله خلق گر غیب دان بودی کس از دست کس نیاسودی

واقعا خدا را شکر که از عالم اسرار چیزی نمیدانیم

راهکار چیست؟
۱-با نامیدی زندگی نکنیم؛
نگذاریم نا امیدی و احساس یاس و نا توانی سرتاسر و جودمان را پر کند.خود مان را سر شار از نمی توانم ها نکنیم. با کار ها و قدم های کوچک می توان به جاهای بزرگی رسید.
بیائیم از امروز به بعد برای کارهای کوچک و بدونه هزینه برنامه ریزی کنیم.به عنوان مثال با همسر خود متن صحبت کنیم که از امروز به پارک برویم و از قبل با بچه ها صحبت کنیم که چیزی از بیرون نخریم هرچه هست از منزل برداریم یا امروز بیرون برویم فقط برای تماشا و گردش.
امروز بیرون برویم فقط با اتوبوس
بیائیم با خانواده مان از چیزهای قشنگ صحبت کنیم.ببین خدا این گل ها رو چقدر قشنگ آفرید؛ببین این ساختمان چقدر قشنگه باور کنید دور و اطرافمان مملو از چیزهای قشنگ و زیبا ست.آنها را بیان کنیم کنیم و شکر گذار نعمت ها ی او باشیم.
۲- بی هدف بودن؛
خیلی از ما صبح ها از خواب بیدار می شویم سر کار و یا اداره می رویم برمی گردیم می خوابیم شب موقع شام میرسد دوباره میخوابیم فردا صبح سر کار یا اداره……
در این بین ناگهان شرکت ویا محل کارمان به هر دلیلی تعطیل می شود و بحران آغاز می شود.
یکی از موارد هدف دار زندگی کردن این است که بیائیم قابلیت های شخصی خود را افزایش دهیم.هر گاه صحبت از بالا بردن توانایی های شخصی کرده ایم همکاران و دوستان سریع به سمت یاد گیری موسیقی و یا زبان خارجه کردن.این چیزها بسیار خوب و در نوع خود بسیار عالیست و در جای خودش ارزشمند است.
چنانچه بیائیم و قابلیت های فردی که در زمینه کاری داریم بالا ببریم و بر تعداد آنها بیفزائیم مطمئنا زندگی ایده آلی را بهم میزنیم.
من باب مثال شما کارمند یک اداره هستید و به لطف الهی تمام ادارات مجهز به کامپیوتر هستند چه اشکالی دارد شما بدونه اینکه بخواهید هزینه کنیدکامپیوتر را با تمام جزئیات آن در سطح حرفه ای یاد بگیرید.اگر روزی برسد و اداره تعدیل نیرو کنید مطمئن باشید شما اخرین نفر خواهید بود.
من مطمئنم در هر جا که هستیم و در هر موقعیتی که برایمان وجود دارد به تعداد بی نهایت برای ما قابلیت بالا بردن توانایی های شخصی وجود دارد..
مثالی دیگر؛این روز ها بسیار اتفاق می افتد که زمانی که کسی بیکار می شود اولین کاری که انجام می دهد در فکر مسافر کشی می افتد اگر ماشین داشت با ماشین و اگر هم نداشت با موتور و هیچ اشکالی ندارد و اتفاقا نون بازوست و بسیار ارزشمند است.
حال سوال این جاست تا کی؟
آیا بهتر نیست (تا کی) آن فرا برسد چیزی یاد بگیریم که اگر روزی دوباره دچار این مشکل شدیم دست پا نزنیم؟چه اشکالی دارد همین تعمیر موتور را یاد بگیریم تا اگر روزی موتور مان خراب شد خودمان تعمیرش کنیم.
در ضمن به لطف الهی و دولت کلاس های فنی و حرفه ای رایگان شد.و یا لیست آموزش های فنی و حرفه ای را ببینیم و بالانسی نسبت به جیب مان بکنیم و در کلاس ها شرکت کنیم.
باور کنید چنانجه بخواهیم سالی یک قابلیت(به طوری که در راستای نیاز مان باشد)به خودمان اضافه کنیم در طی ۵ سال پنج قابلیت داریم که میتوانیم زندگی خود را دگرگون کنیم.
بنابراین تععین هدف ابتدا در راستای نیاز باشد.مثلا اگر ماهی یک میلیون پانصد هزار هزینه زندگی داشته باشید و می خواهید ماهی سه میلیون درآمد کسب کنید پی نیاز دو برابر هزینه واقعی است.آنگاه باید در این راستا دست به تلاش بزنید.
و یا هدف های معنوی که دارای قابلیت های بیشتری است.پس هدف گذاری و تلاش برای رسیدن به هدف ها ما را از بادی به هر جهت بودن باز می دارد.
۳-افسوس گذشته را نخوریم؛
امروز روزی که این مطلب را مینویسم صمیمی ترین دوستم به پول امروز ۶۰۰ میلیون پول من و افراد دیگر را خورد و اکنون پنج سال است که در زندان به سر می بردو البته هیچ شکایتی نکرده ام
من باید چه کاری میکردم یک ماشین حساب دستم بگیرم و سودش رو حساب کتاب میکردم و یا همیشه تو این فکر باشم اگر دستم بود می تونستم چند تا خونه یا مغازه یا ماشین بخرم……و هر روز خودم را با این افکار طی کنم.
هرگز؛ بلند شدم و کمتر از شش ماه نیمی از بدهی را دادم. باور کنید من هم مثل شما روزها می شد که لنگ هزار تومان بودم ایا بنشینم و به سر خودم بزنم بهتر است یا بلند شوم هزار تومان کار کنم.
ماشین تصادف کرد؟که کرد تو فکر تبدیل کردن آن به صفرش باش و یا حتی بهتر.بخواه و بگو و عنوان کن بدست می آوری چون خود خدا گفت بخواهید به شما می دهم.خواستن شل و ول فایده ای ندارد باید محکم و استوار باشه.
۴- نیمه خالی لیوان را نبینید؛
هی به نداشته های خود فکر نکنید.همه ما دارای معایب و محاسن نیم فقط خداست که کامله موفق ترین انسانها را که نگاه کنیم حتی افرادی که در ضمینه موفقیت تدریس می کنند و یا افرادی که آوازه جهانی دارند باز هم کامل نیستند چون کامل بودن در ذات لا یتناهی قرار دارد.
پس انقدر خود را سر کوفت نزنیم و با نمی توانم ها لیوان خود را خالی تر نکنیم,بیائیم از چیزهایی کهدر زندگی داریم بله هایی بسازیم برای خواستن چیزهای که می خواهیم ؛پول نداریم اما روابط عمومی قوی داریم,عشق ورزیدن رو که بلد هستیم؛محبت کردن که بلد هستیم,چاق سلامتی کردن که بلد هستیم.
رسول خدا میگه حسن الخلق یزید فی الرزق یعنی اخلاق خوب باعث افزایش روزی میشه.اگ هیچ چیز نداشته باشیم,همین یک مطلب میتونه زندگی ما رو دگرگون کنه.فقط باید این رو باور داشته باشیم و ایمان داشته باشیم که شدنی است همین.
۵-در مواجهه با مشکلات بحران سازی نکنیم؛
همسر یکی از دوستانم گفت که دوستم مبلغی پول گم کرد یا دزدیدن تمام خانواده رو درگیر این مسئله کرد از پسر تا دختر و داماد ها به هر کسی می رسید می گفت به فلان کس گفتین که پولم را دزدیدن سه شبانه روز شام و ناهار نی خورد.
تا به امروز دو سال از این موضوع می گذرد پول هم پیدا نشده کاری هم از دست کسی برنمی اومد…..
به نظر شما ایا مطرح کردن این قضیه بی معنی نیست؟زمین و زمان را جفت کردن بی معنی نیست؟اتفاق است پیش می آید یا ما خودمون پیش میاریم؛توسط قانون جذب؛بیائیم حداقل خانواده و عزیزان مان را دچار تنش و دلسردی نکنیم.
به جای آن دنبال راه حل باشیم.از خانوادهو عزیزان مان بخواهیمهر کدوم فکر کنن و پنج تا ده راه حل بدهند.ببیند چگونه کمک می کنند؟چه طوفان فکری ایجاد خواهد شدکه ده برابر پولی است که از دست داده اید را به دست می آورید.
این پیشنهاد ها رو در زندگی خود اجرا کنید؛
۱-دنبال یه کار دستی مثل باغبانی _نجاری_سفالگری…که هم جنبه تفریح داشته و خم بدونه هزینه باشد.
۲-پول های خود را خرج دل خوشی های کوچک و کم هزینه کنیداما به تعداد اینها بیفزایید
۳-روی کاری که در حال انجام آن هستید شش دانگ نمرکز کنید.تمرکز رمز پیروزی شماست
۴-در یک کار یا قابلیت شخصی در حد حرفه ای منخصصشوید به طوری که فکر کنید به حدی برسید که یک شرکت یا مغازه را می توانید اداره کنید.
۵-نگرانی های خود را یاداش کنید.
۶-با انسانهای شاد و شلوغ رفت آمد کنید
۷-در کار های داوطلبانه مشارکت کنید. اگر بخوواهی دور و اطرافتان پر از افرادی هستند که دنبال کارهای داوطلبانه هستند.
۸-در پایان روز حداقل دو اتفاق مثبت فقط نثبت را در یک دفتر یاداش کنید
۹-مقایسه کردن با دیگران را متوقف کنید. هر کی در جایی که هست ارزشمن هست
۱۰-رمز شاد زیستن در ورزش نهفته است؛غافل نشوید

نویسنده مهدی علیپور

درباه ما مدیر سایت

از دست ندهید

work-life-balance

روش های فروش اینترنتی برای کسب و کارهای کوچک و خانگی / کاتالیزوری به نام بازارهای اینترنتی

آموزش بازاریابی و موفقیت تجارت الکترونیک به تازگی در کشور ما نفوذ بسیار زیادی داشته …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 10 = 12

محصولی اضافه نشده است