آخرین خبرها

من کتاب نوشتم اما….

 شغل فعلیم حسابداری است در حالیکه عاشق هنر بودم و استعداد فوق العاده ای در نوشتن داشته و دارم.

 بطور ناگهانی تصمیم گرفتم چند کتاب به زبان انگلیسی بنویسم و برای چاپ اقدام کنم.

چند تا از کتابها را به چند انتشاراتی فرستادم و همگی کتابها را دوست داشتند و قرارداد چاپ برایم ارسال کردند. اما انها بخشی از هزینه های چاپ را از من درخواست کردند و درصد بسیار ناچیز و به نظرم غیر عادلانه ای را از سهم فروش کتاب به من پیشنهاد دادند که تنها در صورت فروش میلیونی کتابها من می توانم هزینه های چاپ را سر به سر کرده و مبلغ کمی پول بسازم. 

بنظر شما چطور روی باورهایم برای دریافت قرارداد بهتر کار کنم.این روزها خیلی احساس دلسردی می کنم

 

جواب؛

دوستان عزیزم سلام وقت همه شما بخیر 

من هدفم از طرح این سوالات این است که به شما بگویم پول و ثروت زمانی به سمت ما می آید که ما نگرش و جهان بینی خدمت کردن به مردم داشته باشیم.

و استعداد و نبوغ خودمان را در این مسیرها قرار دهیم.هر گاه دیدید که با وجود عمل و رفتاری که انجام می دهید اما نتیجه مطلوبی کسب نمی کنید دلیل آن بر این است که یکی از سه اصول کسب و کار را رعایت نکرده اید.

مجموعه کسب و کار بسان یک دایره در نظر بگیرید که خود شما در مرکزیت آن قرار دارید.

وقتی یک خودرو تولید می شود و به حرکت می افتد اجزای مختلف به درستی با هم کار می کنند.

اما اگر یک قطعه فقط یک قطعه معیوب باشد ماشین به درستی کار نمی کند.

اما به صرف کار کردن ماشین این طور نیست که ما یک خودرو خوب و با کیفیت داریم.

مثال آن را می توان با خودرو های تولید داخل و خارج مقایسه کرد.شما کدام را ترجیح می دهید؟هر دو چرخ دارند و حرکت میکنند.

چرا باز هم اگر انتخاب با ما باشد خودرو های خارجی را ترجیح می دهیم.

زیرا آنها بیش از چیزی که ما به عنوان پول می پردازیم به ما می‌دهند.

چه چیزی به ما می دهند.خدمات بله خدمت به ما می فروشند .

این خدمت گاهی با اجناس بسیار مرغوب و با کیفیت است،گاهی با قیمت محصول است،و گاهی هم خدمات پس از فروش،…

و شاید هم برای شما اتفاق افتاده باشد وقتی سوار این نوع ماشین ها می شوید گاهی به امکاناتی بر می خورد که موجب ذوق زدگی شما می شود.

و در مقابل این همه خدمت پول دریافت می کنند.

ما هم باید همچین نگرشی داشته باشیم. باید آنقدر خوب و عالی باشیم که انتشاراتی ها دنبال ما بدوند نه اینکه بخواهند برای پر کردن هزینه های خود جیب ما را خالی کنند.

وقتی به این دست مسائل بر می خوردیم باید از خود سوال کنیم که چه چیزی به جهان هستی عرضه نکرده ام تا بتوانم چیزی از آن دریافت کنم؟

باید به خودمان و جهان اطرافمان طور دیگری نظر کنیم.

و هدف خود را از پرورش و ساخت درون بابت خدمت کردن به هم نوعان خود و مردم و انسان های دیگر به کار ببریم.

زیرا وعده الهی این است که وقتی شما خدمتی و حسنه ای به این جهان

 هستی می کنید خدا هفتصد برابر آن را به ما پرداخت می کند.

اما من با این نگرش به تغییر باورها می پردازم که پول بیشتر و ثروت بیشتری کسب کنم.

قراداد های بهتری ببندم زیرا در پی تغییر خودم برای کسب پول و ثروت هستیم.

به قول جول اوستین باید هر روز از خدا بخواهیم خدایا امروز چه خدمتی از من ساخته است؟

چه کسانی و چه افرادی امروز منتظر من هستند تا به آنها خدمت کنم؟

این نوع جهان بینی و این نوع نگرش موجب این می شود تا ما به وسیله خدمت کردن به مردم ثروتمند شویم.

باید یک توازن بین علائق و نوع فعالیت مان ایجاد کنیم این تعادل است که به زندگی معنا می دهد.

شغل ما حسابداری است،عاشق هنر هستیم،و کتاب به زبان انگلیسی می نویسیم.

این پیام عدم تعادل به جهان هستی است.جهان میلیون ها سال است که در حال کار کردن است شما یک نمونه از عدم تعادل و غیر منظم بدون در جهان بیابید.

باید از جهان پیرامون و گردش طبیعت یاد بگیریم و نظم و ترتیب و تعادل را در زندگی خود بکار ببریم.

باید نوع جهان بینی خود را تغییر دهیم باید یک نگرش تمام عیاری که هدف خدمت کردن باشد را سر لوحه کار خود قرار دهیم.

درباه ما مدیر سایت

از دست ندهید

download_9

چگونه در شهری که ظرفیت ندارد کار کنیم؟

سوال من اینه من از بچگی توی محیطی بزرگ شدم که همیشه بهم گفتن ….. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 22 = 23

محصولی اضافه نشده است