آخرین خبرها
خانه / مقالات بازاریابی و موفقیت (رایگان) / شالوده و اساس بازاریابی

شالوده و اساس بازاریابی

آموزش بازاریابی و موفقیت؛

پایه و اساس بازاریابی به مانند دو روی سکه هستند.یک وجه آن فروش و متعلقات خودش

است.

و طرف دیگر به بازاریابی درون بر می گردد.شما هیچگاه سکه ای در جهان پیدا نخواهید کرد که

یک طرف آن صاف و طرف دیگر آن ضرب داشته باشد.

چنین سکه ای فاقد ارزش واقعی است.چرا یک بازاریاب ابتدا باید به درون توجه کند و در جهت

نیل به بهتر و بهتر شدن تا پایان عمر همت گمارد؟

برای همین گفته اند بالاترین دانش ها شناخت خویشتن است.چون پایانی برای بهتر شدن

وجود ندارد.

زیرا در جهان افراد هایی هستند که همواره ندای شیطان را سر داده و همواره از

فقر،کمبود،نداری،فساد،فحشا…. سر می دهند.

و بازاریاب ها و افرادی که با فروش سر و کار دارند بیشتر با این مطالب دست به گریبان هستند.

آنها هر روز از خرابی بازار می شنوند.هر روز چه بگویم بلکه روزی صد ها بار می شنود که

کشور در حال رکود اقتصادی بسر می برد.بازار خراب است…..

با کمبود آب مواجه هستیم.با کمبود انرژِی با کمبود غذا….زمانی هم که در شرکت و یا دفتر خود

مشغول استراحت است که چه بگویم.

آن وقت انتظار می رود فروشنده فروش های بالایی را تجربه کند.هرگز این اتفاق نخواهد ا

فتاد.زمانی موفق می شوید که دست از سر این مسائل بردارید.

بازاریاب باید آگاه باشد که این مسائل مختص کشور ما نیست بلکه این ندای شیطان جهانی ا

ست.از رکود بزرگ اقتصادی سال ۱۹۹۰ گرفته تا فرو پاشی وال استریت و هزاران مورد دیگر که

در طول این چند سال ما درک کرده ایم.

و این یک امر بی پایان است.چون جهان هستی در حال حرکت است و انسان با سعی و خطا در

حال گذر است.زمانی که با قوانین خدای بزرگ هماهنگ بوده پیشرفت حاصل شد و زمانی که

راه را اشتباه طی کردند با شکست.

و این اشتباه درس گرفته و راه را بهبود بخشیده اند.وقتی فردی در اراستای اهداف فروش خود

با این قبیل مسائل دست به گریبان است و این زمان طولانی می شود مثلا چند سالی است

که بازاریاب است.

اگر بخواهد خود را با اخبار های منفی پر کند عایدی آن چیزی جزء وقت تلف کردن نیست.چند

سالی در بازار هست و وقتی به عقبه خود نگاه می کند چیزی جزء صفر بودن نیست.

چرا؟زیرا به روی دیگر سکه که همانا درون اوست توجه نکرده و برای اعتلای او همت نگماشته ا

ست.

بازاریابی و فروش صرفا فروش محصول یا کالا نیست بلکه شما ابتدا خود را در معرض فروش

قرار می دهید.

با چه وسیله ای؟با زبان بدن.

شاید برای شما بارها این اتفاق افتاده باشد به مجلسی و یا به جایی رفته فرد خاصی انجا

نشسته بود اما صحبتی با او رد و بدل نکرده اید.

اما در ذهن خود گفته اید که او انسانی موقر و با شخصیت است.چرا؟شما که کلامی با او رد و

بدل نکرده بودید پس از کجا متوجه شدید؟

بله زبان بدن او با شما مکالمه داشت.حال تصور کنید شما با موجی از انرژِی منفی به نزد

مشتری رفته و می گوئید که من بازاریاب فلان محصول و فلان شرکت هستم.و مشتری می

گوید متشکرم من فعلا نیاز ندارم.

بله این زبان بدن شما بود که به شما جواب رد داد.نه مشتری.

چرا؟

این فرایند از شب قبل آغاز شد نه در این لحظه.بیاید یه باز بینی کوچک انجام دهیم.شما در

خانه نشسته و اخبار های شبکه های گوناگون را شنیده اید.

از بیست و سی گرفته تا شبکه خبر و نه شب و بی بی سی و ووا …. بطوری که یک مطلب را

صد بار از شبکه های خبری دیگر شنیده اید

اما غافل از این هستید که هیچ شبکه خبری در جهان وجود ندارد که جهت دار صحبت نکند.

دارن هاردی ناشر مجله موفقیت در آمریکا از آن به مشابه نوشابه هایی فرض کرد که ما در

طول روز می خوریم.

چند لیوان نوشابه در طول روز؟چهل تا پنجاه؟من شک ندارم که برای بازاریاب ها خیلی بیشتر از ا

ین موارد است.

بعد از اخبار های گوناگون شنیدن تازه شما سر وقت سریال هایی می روید که دو صد چندان از

اخبار ها مضر تر هستند می روید.

و دائم به ضمیر ناخودآگاه خود پیام می دهید که من نمی توانم نه  زبان بلکه با نجواهای ذهنی

آنقدر درگیر این طرز فکر بی پایه و اساس می افتید که دیگر از کار کردن ساقط می شوید.

این مطلب فقط در مورد فروشنده و بازاریاب ها نیست بلکه در هر شغلی که باشید همین است

و آنگاه مدعی هستند که دارای شعور سیاسی هستند و خود را روشنفکر می دانند.

هر گز این طور نیست.

در یک نظر سنجی در کشور آمریکا ۸۵ درصد از مردم اسم وزرای کابینه را نمی دانستند و دلیل

آن این بود که کار سیاست را به سیاست مدار وا گذاشته اند.

بریان تریسی در یکی از کتاب هایش عنوان نموده که اگر می خواهید رئیس جمهور شوید

روزنامه بخوانید.و اگر نمی خواهید رئیس جمهور شوید به جای آن کتاب و مجلات در مورد کسب

و کار و تخصص خود را مطالعه کنید.

آیا هیچ می دانید اگر به مدت پنچ سال فقط روزی یک ساعت در مورد کاری که داری انجام می

دهی مطالعه کنی در این زمینه صاحب نظر خواهی شد.

بنابراین باید برای درون خود خوراک هایی را به طور مدام ارسال کنی که باعث رشد و پیشرفت

خودت شود.

برای پیشرفت شخصی خود باید یک برنامه مادام العمر داشته باشید همیشه برای بهبود و

پیشرفت فضا وجود دارد.

خدا برنامه از پیش تعیین شده برای کسی ندارد این شما هستید که برای خود در جهت نیل به

بهتر شدن  برنامه می ریزید.

داشتن برنامه و هدف به تنهایی کافی نیست.نظم و انظباط باید در تمام مراحل همراه شما

باشد این نظم و انظباط شخصی است که شما را متمایز می کند.

نظم در مورد اینکه با خود متعهد شوید دیگر اخبار گوش ندهید و یا نخوانید.مطمئن باشید

مطالبی که باید بدانید به شما از طرق مختلف خواهد رسید.

حجم انبوهی از افکار منفی توسط همین اخبار و شبکه های اجتماعی در حال جابه جا شدن

است.

ظرف و فکر خود را با افکار منفی پر نکنید بگذارید ذهن شما نفس بکشد بگذارید هوای تمیز استنشاق کنید.

زمانی که صبح هنگام کتاب های معنوی و امید بخش را مطالعه می کنید انگیزه شما قابل

وصف نیست.

زمانی که با صدای بلند و یا با نوشتن عبارت های تاکیدی معنوی و پیام های معنوی مبادرت می

ورزید گویی به خدا می گویید فرشتگان خود را جهت رسیدن به اهداف خود برای شما نازل

کنید.

وقتی این عمل را به طور پیوسته و مداوم انجام می دهیم اثر بهمن وار آن را مشاهد خواهید

کرد.

 نویسنده؛مهدی علیپور

 

 

 

 

 

درباه ما مدیر سایت

از دست ندهید

sony-brand-1

برند شخصی؛قسمت یازدهم؛ثبات و پایداری

۱۱- ثبات و استواری؛ امروزه تخمین زنده اند که عمر متوسط شرکت ها حدود پنج …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 4 =

محصولی اضافه نشده است